فناوری و سِمُت‌های مدیریتی

معمولاً در سازمانهای بزرگ, مسائل حوزه فناوری جزء مسؤولیت‌های معاونان تحقیق و توسعه است. اخیراً شرکت‌های زیادی سِمُت جدیدی با عنوان ”مدیر ارشد فناوری“ را ایجاد کرده‌اند. دامنه مسؤولیت‌های مدیر ارشد فناوری بسیار فراگیر و منسجم, و در سطح كلان شركت است.

• در یك سازمان, افرادی كه نقشی کلیدی در دستیابی و توسعه فناوری‌های نوین بازی‌ می‌كنند عبارتند از: نوآور تکنیکی، قهرمان تولیدگر محصول و قهرمان ارشد اجرایی.

1. نوآور فنی: فناوری نوینی را توسعه می‌دهد ویا مهارت‌های کلیدی موردنیاز برای نصب یا بكارگیری فناوری را دارد.

2. قهرمان تولیدگر محصول: فردی است كه غالباً موقعیت یا شان خویش را به‌خطر می‌اندازد تا ایده در سازمان ارتقا یابد، بعلاوه می‌كوشد حمایت‌های سازمان را برای آن جذب نموده و طرح مورد پذیرش واقع شود.

3. قهرمان ارشد اجرایی: حمایت نهایی و كامل از پروژه توسط مدیر ارشد سازمان كه شرایط, اختیارات و منابع مالی موردنیاز برای حمایت از پروژه و قهرمان تولیدگر محصول را دارد, محقق خواهد شد. سازماندهی برای نوآوری این سازماندهی نیازمند ایجاد توازن و تعادلی بین شکوفایی انرژی و توانمندی‌های خلاقانه افراد و کنترل نتایج در راستای برآوردن نیازمندی‌های بازار طبق یک برنامه زمان‌بندی است.

شکوفایی خلاقیت: باید فرهنگ سازمانی مشوق نوآوری باشد.

حذف دیوانسالاری (بوروکراسی): دیوانسالاری دشمن نوآوری است. همانقدر که دیوانسالاری می‌تواند باعث حفظ نظم و افزایش كارآیی شود، می‌تواند كاملاً در مقابل نوآوری نیز قرار گیرد.

پیاده‌سازی پروژه‌های توسعه: یکی از ابزارهای قوی برای مدیریت فناوری و نوآوری‌ها در سازمان، پروژه‌های توسعه است. پروژه توسعه یک فعالیت متمرکز سازمانی است که به منظور خلق محصول یا فرآیند نوین از طریق پیشرفت‌های حاصل از فناوری است. معمولاً پروژه‌های توسعه در یکی از چهار گروه زیر قرار می‌گیرند:

1. پروژه‌های توسعه تحقیقاتی یا پیشرفته, که به منظور خلق علوم جدید در جهت استفاده در یك پروژه‌ خاص تعریف می شوند.

2. پروژه‌های توسعه جهشی, که برای خلق اولین نسل یک محصول یا فرآیند طراحی می‌شوند.

3. پروژه‌های توسعه ساختاری, که ساختار یا معماری شالوده‌ای پروژه‌هایی را بنا می‌نهند که مجموعه چندین پروژه را در دل خود خواهند داشت.

4. پروژه‌های توسعه جزئی, که دامنه فعالیت محدودتری دارند و درراستای ایجاد بهبود و پیشرفت تدریجی در یک محصول یا فرآیند موجود تعریف می‌شوند.

 • فناوری، طراحی مشاغل و منابع انسانی:

انتخاب یک فناوری نوین غالباً ما را ملزم به ایجاد تغییراتی در نحوه طراحی مشاغل می‌نماید. معمولاً هدف از چنین روش بازطراحی و بازتعریف مشاغل اینست كه افراد به گونه‌ای با الزامات و نیازهای فناوری هماهنگ شوند كه عملکرد فناوری را بیشینه نمایند. ولی اغلب چنین كارهایی در بیشینه‌كردن بهره‌وری كل با موفقیت همراه نمی‌شوند زیرا بخش انسانی معادله را از نظر دور می‌دارند.

رویكرد سیستم‌های اجتماعی-فنی در بازطراحی امور و مشاغل, (به طور خاص) به گونه‌ای به بازطراحی وظایف می‌پردازد كه كارآیی اجتماعی (انسانی) و فنی كار را توامان بهینه سازد.